ویاناویانا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

وی ویِ مامان و بابا

همدم تنهاییاممممممممممم

سلام ناناز مامان و بابا   ببخشید که خیلی وقته مامان نیمده وبتو بروز کنه   خیلی سرم شلوغه گل دخملم این روزا منتظرم زودتر اسفند برسه و تو بیای و ببینم تو چه شکلی هستی قند عسلللللل تو این چند روزه همه متوجه خوش قدمی تو شدن مخصوصا من فدای اون پاهای کوشولوتتتتتتتت که خوش قدمییییی اونم خیلییییییییی ماشالاااااا به دخمل طلای من این روزا بزرگتر شدی و من پاهای کوشولوتو که میزنی به پهلوهام به خوبی متوجه میشم به بابایی هم نشون دادم کلی ذوق کردیم دوتایی بی صبرانه منتظر اومدنتیم ایشالا که سلامت دنیا بیای چند شب پیش نتونستم بخوابم نشسته خوابیدم خیلی درد داشتم خیلی اذ...
30 بهمن 1390

تو بخند!

-نه به ابر، نه به آب، نه به برگ، نه به این آبی آرام بلند، نه به این خلوت خاموش کبوترها، نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام من به این جمله نمی اندیشم .   من،مناجات درختان را،هنگام سحر رقص عطر گل یخ را با باد نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه صحبت چلچه ها را با صبح نبض پاینده ی هستی را در گندم زار گردش رنگ و طراوت را در گونه ی گل همه را می شنوم                           می بینم   همه وقت همه جا من به ه...
21 بهمن 1390

کمد ویانای ما

دروددددددددددد به دخملکممممممممم طنازکممممممم   عسلمممممممممممم نفسممممممممم دیشب صدای اب دور تو از تو شکمم بلند شده بود و تو بی حرکت بودی کلی نگرانت شدم مامیییییییی   رفتم خرما خوردم به پهلو خوابیدم تکون که خوردی اروم گرفتم اینقده مامی رو نترسون هانییییییییی دیشب با دایی رفتیم کمدتو آوردیم زندگیممممم کمدت خوشجل شده فقط یادشون رفته بود اسمتو روش حک کنن منم تو خونه یادم افتاد!   بابا مریض بود نشد باهام بیاد ولی بعد باید از دایی تشکر کنی تازه اذیت هم شد   اتاقتو با یه ذوقی چیدم کمدتو مرتب کردم هنوز مامی تنبلت عکس ننداخته و تو وبلاگت نذاشته ولی در اول...
21 بهمن 1390

دل مامان گرفته

سلام دخملک نازمممممممممم   من فدای تووووووووووو به جای همه گلها تو بخند تو برقص   تو بمان اخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش   درود ویانای ناز مامان و بابا   خوبی؟ امروز کم وول خوردیاااااااااااااااا قبول نیستتتتتتتت   امشب دل مامانی گرفته.تنهام بابا شب کاره اگر تو بودی سرم باهات گرم بوددددددددد   خیلی دوست دارم ناز گلممممممم شیکممو بزرگ کردیا بلاااااااااااااا خدا کنه خودتم تپلی شده باشی توی سونوی ٣٢ هفته که ١٨٠٠گرم بودی پشتت رو هم کرده بودی به ما و نمیتونستیم صورت ماهتو ببینیم ولی توی سونو قبلی دهنتو باز و ب...
21 بهمن 1390

میرقصی واس تولد بابا؟

" alt="" />درودددددددددددددددد به ویانا جونممممممممممم   دیشب موقع خواب یه تکونایی میخوردی حال کردمممممم بعد یه مرتبه یه تکن محکم و لرزشی رفتی و دیگه تکون نخوردی اشک تو چشام جمع شد نگرانت شدم صلوات فرستادم تا دوباره تکون نخوردی و پاهاتو حس نکردم نخوابیدم فدای پاهاتتتتتتتت     امشب تفلدهههههههه تفلده باباییتههههههه   میای واسش برقصی؟   چی؟   اول من؟ باشههههههههههههههه     حالا نوبت توهستتتتتت " alt="زززز" />     خوب برم به کارام برسم نفس باز میام   بوششششششششش   عاشقتمممم...
15 بهمن 1390

تولددددددددددددددد بابایییییییییییییییییییییی

درود بر دخمل گل مامان و بابا تو که خوبی و خوب تکون می خوری من و بابا هم خوبیم   کلی دایی ها و بابا و مامان جون حالتو میپرسن نیمده خودتو لوس کردیاااااا جیگرمیییی تووووووو راستی یه راز بهت بگم به بابا نگیاااااااا   ١٦ بهمن تولد بابایی هستش .باید برم کیک بخرم بادکنک و تزیین و ... ولی نمیتونم بادکنک باد کنم بابا یی باید زحمتشو بکشه و واس تولد خودش بادکنک باد کنه ولی جای تو در عوض کیک میخورمممممممممچطوره؟؟؟؟؟   کلی عکس میندازیم تا اومدی مامان بادکنکتو ببینییییییییییی هههههه دوست دارم برم پیش بابا تا غر نزدههههههه امر...
14 بهمن 1390